
بار دیگر شاهد بودیم تیم ملی فوتبال امید ایران در یک تورنمنت ناکام ماند؛ اتفاقی که ثابت میکند مدیریت فوتبال و ورزش کشور، علیرغم برگزاری جلسات متعدد و ارزیابیهای به اصطلاح تخصصی، هنوز در تشخیص ریشه مشکلات ناتوان است.
به گزارش خبرگزاری آنا حذف فاجعهبار تیم ملی امید ایران در بازیهای آسیایی ناگویا، تنها یک شکست ورزشی نبود، بلکه نمودی از یک بحران ساختاری است که برای هزارمین بار ثابت کرد مدیریت فوتبال و ورزش کشور، علیرغم برگزاری جلسات متعدد و ارزیابیهای بهاصطلاح تخصصی، هنوز در تشخیص ریشه مشکلات ناتوان است.
این حذف، نتیجه مستقیم تصمیماتی است که نه بر اساس منطق فوتبالی، بلکه با رویکردی اشتباه و دور از واقعیتها اتخاذ شده بود. یکی از بنیادیترین اشتباهات، اصرار بر انتخاب بازیکنان زیر ۲۳ سالی است که در باشگاههای خود نقش تاثیرگذاری دارند. هرچند این موضوع در نگاه اول درست به نظر میرسد، اما با توجه به اینکه بازیهای آسیایی در تقویم فیفا جای نمیگیرد و باشگاهها بهحق در واگذاری بازیکنان مقاومت میکنند، این رویکرد همواره به بنبست منجر شده است.
در فوتبال بینظم ما، که نمایندگان لیگ قهرمانان برای هر آمادهسازی سادهای به دنبال تعویق مسابقات هستند، تعطیلی لیگ برای اعزام تیم امید، تصمیماتی کاملاً دور از منطق بود. در سالی که با چالشهای جام جهانی و آمادگی برای جام ملتها سپری می شود، اصرار بر اعزام تیمی که مستلزم تعطیلی زودهنگام لیگ بود، هیچ توجیهی نداشت.
اگر بخواهیم به ریشههای تشکیل این تیم نگاهی بیندازیم، هر مرحله از آن زیر علامت سوال است. انتصابت حسین عبدی به عنوان سرمربی، در واقع «پاداش دادن به یک ناکامی» بود. چرا کسی که در هدایت تیم جوانان به بنبست خورده بود، باید توسط کمیته فنی و شخص علی تارقلیزاده به فدراسیون معرفی شود؟ این انتخاب، بازتابی از همان رویه تکراری است که در آن کادرهای فنی، بارها از یک سوراخ گزیده میشوند.
در کنار آن، استراتژی انتخاب بازیکن نیز مایه تأسف بود. وقتی میدانستیم آمادگی لازم وجود ندارد، چرا اصرار بر استفاده از بازیکنان تاثیرگذار باشگاهی شد؟ شاید حضور جوانان گمنامتر، کمتر از این باعث تحقیر فوتبال ملی میشد. اینکه تیم ملی فوتبال ایران، ۴ گل از کره شمالی دریافت کند، اتفاقی است که در حالت عادی حتی در خواب هم قابل تصور نبود اما این حقیقت تلخ، نتیجه مستقیم بی کفایتی در تصمیمگیری و اعزام تیمی بود که هیچگونه آمادگی مناسبی برای رقابت نداشت. عدم حضور در یک دوره از بازیهای آسیایی، هرگز به اندازه این حذف حقیرانه، خدشهای به اعتبار ورزش ایران نمیزد.
در این میان، باید به آقای حسین عبدی یادآوری کرد که زمان مصاحبههای کنایهآمیز برای مقصر دانستن سازمان لیگ یا دیگر عوامل را به پایان برساند. مربیای که سالها در ردههای پایه کار کرده و هنوز متوجه نشده که مشکل تیم امید، صرفاً داشتن بازیکن اسمی نیست و حتی در یک تورنمنت کوتاه نتوانسته ترکیبی ثابت را به میدان بفرستد، نمیتواند پشت به عوامل بیرونی پناه ببرد. حتی انگیزه معافیت از سربازی نیز نتوانست این بازیکنان را در میدان نجات دهد.
در نهایت، این شکست، سهمی مستقیم هم برای وزیر ورزش دارد. آقای وزیر، اصرار بر حضوری که منجر به این حجم از آبروریزی شد، سوالات زیادی را ایجاد میکند. شما روی قول چه کسی حساب کرده بودید؟ آیا اکنون زمان آن نرسیده است که جلسهای تشکیل دهید تا آقای تاج و مسئولان فدراسیون در برابر این افتضاح پاسخگو شوند؟