فوتبال و ضرب المثل؛ استخوان لای زخم انتخابات نگذارید!
به گزارش پایگاه خبری انرژی ورزشی ، سید رضا غیاثی رئیس اسبق کمیته داوران با بیان یک ضرب المثل قدیمی حال و روز انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال و برخی رقبا را شرح داد! متن او را در زیر می خوانید:
بنام یزدان بخشاینده
اون قدیم قدیمادر شهرما<<ورامین >> قصابي بود که هنگام کار با ساتور ، دستش را بريد و خون زيادي از زخمش مي چکيد. همسايه ها جمع شدند و او را نزد حکيم باشي شهر که طبیب شهرما بحساب میامد بردند.
حکيم بعد از ضد عفوني زخم، خواست آن را ببندد که متوجه شد لاي زخم قصاب ، استخوان کوچکي مانده است، ابتداخواست آن را بيرون بکشد، اما پشيمان شد، و با همان حالت استخوان در زخم دست قصاب را بست و به او گفت :
زخمت خيلي عميق است
و بايد يک روز در ميان نزد من بيايي
تا زخمت رابه اصطلاح امروزی ها پانسمان کنم.
از آن روز به بعد ، مرد قصاب هر روز مقداري گوشت با خود ميبرد و بهمراه مبلغي وجه نقد به حکيم باشي تقدیم میکرد، حکيم باشی طماع هم همان کار هميشگي را مي کرد ، پانسمان دست او باز میکردوبدون آنکه آن استخوان رادربیاورد دوباره دست اورا ملافه پیچ میکرد. چندین روز این عمل ادامه داشت اما زخم دست قصاب خوب نشد که نشد.
مدتي به همين منوال گذشت، تا اينکه روزي حکيم براي مداواي بيماري،از شهر خارج شد و چند روزي به سفر رفت و از آنجايي که پسرش طبابت را از او ياد گرفته بود، به جاي او بيماران راویزیت ومداوا مي کرد ،
آن روز هم طبق معمول هميشه ، قصاب به حجره حکيم شهرمان رفت و پسرحکيم باشي دست او را پس از ضد عفوني مي خواست پانسمان کند که متوجه استخوان لاي زخم او شد باتردستی استخوان را بيرون کشيد و زخم را بست و به قصاب گفت :
به زودي زخمت بهبود پيدا ميکند .
دو روز بعد قصاب خوشحال نزد پسر حکيم آمد و به او گفت :
تو بهتر از پدرت مداوا مي کني ،
زخم من امروز خيلي بهتر است .
پسر حکيم هم بار ديگر زخم اورا ضدعفوني کرد و بست و به قصاب گفت:
از فردا نيازي نيست که نزد من بيايي.
چند روزي گذشت و حکيم از سفر برگشت، وقتي موقع شام همسرش سفره را پهن کرد، او
متوجه شد که غذايش گوشت ندارد و فقط بادمجان و کدو در آن است(غذای اکثرورامینی ها درتابستان)
با تعجب گفت : اين غذا چرا گوشت ندارد؟
همسرش به او جواب داد :ازوقتیکه تو نبودی پسرمان گوشتي نخريده.
حکيم با تعجب از پسر سوال کرد : مگر قصاب نزد تو نمیامد ؟
پسر حکيم با خوشحالي گفت : چرا پدر ، آمد، و من زخمش را بستم و استخواني که لاي آن مانده بود را بيرون کشيدم، مطمئن باشيد کارم را خوب انجام دادهام .
حکيم آهي کشيد و روي دستش زد و گفت : از قديم گفته بودند : “نکرده کار ، نبر به کار ” پس به همین دلیل غذاي امشب ما گوشت ندارد. من عمدا استخوان را از لاي زخم قصاب بیرون نیاورده بودم ، تا قصاب هر روز نزد من امده
و مقداري گوشت برايمان بياورد. اماتوادم نفهم بااینکارت روزیمان را برباد دادی
این حكايت قدیمی درست شبیه رفتاراین روزهای جماعتي ززحاشیه نشینان فوتبال ماست که دوست دارند با استخوان گذاشتن لای رخم بدنه فوتبالمان نان بخورند انها دوست دارند استخوانی ازنوع شایعات صدمن یه عاز همواره لاي زخم فوتبال اين ملت باقي بماند، تا آنها به كسب و كار و تجارت خود مشغول باشند درعوض
ملت فوتبال دوست و مظلوم ما هم مدام زجر و عذاب بكشند.
درست مثل همین حالا که سیرقانونی ثبت نام ها ورسیدگی به صلاحیت ها درهیت های بدوی واستیناف بپایان رسیده ونتایچ مربوطه اعلام رسمی شد ه است اماانها بازهم دست ازشایعه پراکنی برنمیدارندتا رزق مقدرشان برقراربماند،انها اگر واقعا دوستدار تعالی فوتبال ایران هستند باید اجازه دهند این روند طبیعی وقانونی انتخابات طی شود، اگرهم اعتراضی دارند ازطریق کنفدراسیون فوتبال آسیا وفدراسیون بین المللی فوتبال (فیفا) آنرا پیگیری نموده وبی جهت قوه محترم قضائیه ومراجع محترم دولتی را درگیر خواست غیرقانونی شان نکند. ارادتمندهمه دوستداران حقیقی فوتبال ایران. سیدرضا غیاثی




